انتخاب تاریخ:   /  /   
کد خبر: 20663 | تاریخ : ۱۳۹۸/۳/۲۹ - 11:34

ستاره صبح-امروز 29 خرداد مصادف با سی و نهمین سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی است. در طول این چهار دهه کمتر شخصیتی در ایران توانسته تا این حد به محور مناقشات تبدیل شود. کتاب‌های بسیاری درباره آرای وی نوشته شده و جلسات بسیاری حول نقد و بررسی اندیشه‌های وی بر پا شده، ولی هیچ‌گاه گرد غبار و کهنگی بر وجود او ننشسته است. درست است که از سه‌گانه آثار او یعنی اسلامیات، اجتماعیات و کویریات، هم‌اکنون سومی بیشتر خوانده می‌شود، اما نوعی پویایی در آثار وی به چشم می‌خورد که می‌تواند همچنان برای نسل امروز الهام‌بخش و درس‌آموز باشد. شریعتی تنها بود و با تنهایی خود انس داشت. تنهایی او نه یک تحمیل، بلکه یک انتخاب بود. تنهایی برای او یک امکان بود تا در ژرفای روحی خود غور کند و به دریافت‌های عمیقی در مورد خود و مردم برسد. کویر و گفتگوهای تنهایی، تنها دو دستاورد آشتی شریعتی با خود بود. نسل امروز به جد نیازمند انس گرفتن با خویش است، در روزگاری که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دیگر فرصتی برای با خود بودن برای ایشان باقی نگذاشته‌اند. نسل امروز اگر هم با خود تنها می‌شود برای گریز از با خانواده بودن است نه اشتیاق به ساختن و پروردن خود. شریعتی خود را ساخت. با تراشیدن کژی‌های شخصیتی خود از رهگذر گفتگو با خویشتن، به خود آیینی رسید. سنت، قدرت و مدرنیته به عنوان سه دیگری بزرگ، او را به تقلید و تبعیت از خود فرامی‌خواندند، ولی شریعتی به دگرآیینی یک نه بزرگ گفت. او با اعتمادبه‌نفسی که زاییده آشنایی عمیق با این سه منبع مستحیل کننده شخصیت آدمی بودند، به نوعی فردگرایی اخلاقی دست یافت که می‌توانست میان فرد و جامعه آشتی برقرار کند. به همان شدتی که از تحمیل‌های جامعه می‌گریخت، با انتخابی خودآگاهانه به سوی ایفای مسئولیت‌های اجتماعی خود در قبال دردهای مردم شتافت و توانست در دگرگونی جامعه نقش‌آفرینی کند. شریعتی به ما آموخت که در بطن یک پدیده می‌توان تناقضاتی را یافت که ظرفیت‌هایی برای حرکت ایجاد کند (دیالکتیک). می‌توان از دین سنتی و تخدیر کننده خوانشی رهایی‌بخش به دست داد و مدرنیته همچنان که می‌تواند از طریق مصرف ما را به بند بکشد، از طریق تقویت فردگرایی هم می‌تواند کانون‌های مقاومتی ایجاد کند. می‌توان در میان میل شدید به همرنگی، همچنان متفاوت دید و متفاوت زیست. شریعتی به ما نگاهی ژرف و عمیق بخشید تا مدافع و مخالف یک‌جانبه سنت و مدرنیته نباشیم. او از ما دعوت کرد که به تلفیقی میان این دو بیندیشیم که می‌تواند برای جامعه راه‌گشا باشد. شریعتی یک تحول دائمی بود. یک سیلان مداوم. یک ساختن و شدن بی‌سرانجام. حرکت از بودن، در مسیر شدن و همین بود که شریعتی هر روز نوتر و تازه‌تر می‌شد. شخصیت چندوجهی شریعتی زاییده باز گذاشتن دریچه ذهنش به روی تمامی تجربه‌ها و آموزه‌ها بود. شریعتی روح خود را سانسور نکرد. می‌دانست که شرط لازم برای غنی شدن خواندن، خواندن و خواندن همه افکار موجود است، بی‌آنکه هراس داشته باشد که بهداشتی عمل نکرده است. شریعتی نشان داد که انسان شدن جز از مسیر آزادی اندیشه‌ها دست یافتنی نیست.

 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.