انتخاب تاریخ:   /  /   
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
پشت‌صحنه سقوط قیمت‌ها
آرایش جنگی روسیه علیه اسرائیل
انتقام موشکی از تروریست‌ها
FATF آزمون تاریخی پیش روی نمایندگان
نگاه همه جانبه به امنیت
دفاع تمام‌قد آخوندی از FATF
تشکیل دولت متوازن در عراق
موضع‌گیری سنجیده در سازمان ملل
معاهده پوتین-روحانی
رابطه با بانک‌های بین‌المللی نتیجه پیوستن به FATF
تقابل گفتمان تهاجمی و تعاملی
سخنرانی منطقی و صلح جویانه روحانی در سازمان ملل
حمله ترامپ به ایران در شورای امنیت
عدم تأثیر انتخابات کنگره بر موضع آمریکا درقبال ایران
اژدهای تروریسم
ترامپ؛ از میز قمار تا ریاست جلسه شورای امنیت
حق تحصیل دانشجویان
تدوین استراتژی برای خروج از بحران
استفاده از اهرم‌های بین‌المللی در قلب سازمان ملل
برای خلع سلاح اتمی امتیاز بدهید
رأی دیوان لاهه لازم‌الاجرا است
حقانیت ایران در شکایت دوم از آمریکا بیشتر است
اعتمادسازی با FATF
استفاده از افراد کارآزموده‌
نیکی هیلی استعفا داد
کاخ سفید رسماً از پیمان مودت خارج شد
قتل خاشقجی؛ پاشنه‌آشیل بن‌سلمان
سخنان رئیس‌جمهور در دانشگاه قانع کننده نبود
تشکیل ائتلاف «پنج چشم» علیه چین
حاشیه و متن تصویب CFT
قانون اساسی، میثاق فراموش شده
تحریم را بردارید تا قیمت‌ کاهش یابد
نگاهمان باید به شرق باشد، نه به غرب
منفعت دولت در حل مسائل داخلی
وظیفه چیست؟
طوفان سیاسی علیه آل سعود
مزیت های تأسیس دفتر اتحادیه اروپا در ایران
استفاده از فرصت گروه ویژه اقدام مالی به نفع مردم
جزئیات قرارداد مودت میان ایالات متحده و آمریکا
شکل و محتوای رای موقت دیوان لاهه؛ به نفع ایران
حرف‌های تازه ضرغامی درباره رفع حصر
سه اصل پایبندی به قانون، ‌احترام به قانون مالکیت و اقتصاد بازار رقابتی، نقض شده است
همه باهم به خاطر ایران
قانون اساسی، هیئت نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی و FATF
واقع‌بینی و هوشیاری درباره FATF
ضرورت اصلاح راهبرد اصلاح طلبی
فریاد نمایندگان و سناتورهای آمریکایی علیه ریاض
استفاده انتخاباتی دموکرات‌ها از قتل خاشقجی
جذب نخبگان به جای ترمیم کابینه
توسعه اختیارات مجمع تشخیص با قانون اساسی منافات دارد
بیشتر
کد خبر: 20290 | تاریخ : ۱۳۹۷/۵/۴ - 00:04

ستاره صبح-

دکتر محمد فاضلی-عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی

جنگ که شروع شد، من پنج سالم بود. وقتی پایان یافت، سیزده‌ساله بودم. خوب به خاطر می‌آورم که گوینده اخبار جنگ برخی مواقع چیزی شبیه به این جمله می‌گفت: «رزمندگان اسلام با استفاده از اصل غافلگیری به مواضع دشمن حمله کرده و موفق شدند...». اصل غافلگیری خوب است، اما برای حمله به دشمن و آن‌هم بعد از این‌که گفت‌وگو و هماهنگی کامل در درون ارتش خودی صورت گرفته باشد. البته غافلگیر کردن خودی‌ها فاجعه است. ربط غافلگیری با مشکلات کشور این است که کیفیت سیاست‌گذاری عمومی در کشور پایین و ریشه عمده مشکلات است که با «اصل غافلگیری» ارتباط دارد. اگر قرار است هر اقدام توسعه‌ای، نظیر هدفمندی یارانه‌ها، توسعه کشاورزی، ساخت بیمارستان، تغییر الگوی فضای سبز، سیاست قیمت‌گذاری ارز یا ایجاد سد و شبکه آبیاری صورت گیرد؛ پیش‌نیاز آن گفت‌وگویی مبتنی بر شاخص‌های قابل سنجش میان همه کسانی است که تحت تأثیر این اقدامات قرار می‌گیرند یا این اقدامات بر سرنوشت آنان مؤثر است. رویه فعلی این است که بوروکرات‌ها و سیاستمداران تحت تأثیر شناخت‌های خود، سلیقه، حتی خیرخواهانه یا منافع سیاسی و اقتصادی درباره این‌ها تصمیم می‌گیرند. اطلاعات درباره افکار، منافع و مقاصد سیاست‌ها و طرح‌ها، ذره‌ذره و گاه براثر نشت اطلاعات و نه حتی قصدی برای انتشار و شفافیت در اختیار ذینفعان قرار می‌گیرد. ذینفعان در غالب موارد «غافلگیر» می‌شوند. نویسنده گاه احساس می‌کند سیاست‌گذاری کشور بر اساس «اصل غافلگیری» بازمانده از دوران جنگ است. مصادیق غافلگیری را بسیار دیده‌ایم. صنعتگران، تولیدکنندگان، بیماران داروهای خاص و بقیه مردم می‌فهمند که قیمت ارز 4200 تومان تثبیت شده است؛ کشاورزان دشت می‌فهمند که قرار است در بالادست رودخانه سد بسازند؛ مردم شهرها یک‌باره متوجه می‌شوند که قوانین ساخت‌وساز تغییر کرده و استادان دانشگاه به‌یک‌باره خبردار می‌شوند که قوانین ارتقا متحول شده است و همین‌طور الی‌آخر. برخی زرنگ هستند و خودشان را با شرایط تطبیق می‌دهند مثل آن‌ها که یک‌شبه اساسنامه شرکت‌هایشان را عوض کردند و ارز 4200 تومانی برای واردات غیر مرتبط با تخصص شرکتشان گرفتند که بقیه ذینفعان حیران شده‌اند. نظام سیاست‌گذاری فاقد نظام ارتباطی و گفت‌وگوی مؤثر است؛ و برخی وقت‌ها هم نمی‌خواهند باشد تا سیاست‌ها پنهان بمانند. طراحی فرایند گفت‌وگو با ذینفعان، به اشتراک گذاشتن مستندات کارشناسی درباره منطق تصمیمات، تحلیل هزینه‌های هر تصمیم برای گروه‌های مختلف و متقاعد ساختن گروه‌ها نسبت به منافع و مضار هر اقدام، انجام نمی‌شود. نظام سیاست‌گذاری گاه «غافلگیرانه رادارش روی یک هدف قفل می‌کند»؛ برای مثال اگر شما 200 میلیارد تومان پول داشته باشید و بخواهید برای مردم منطقه‌ای توسعه، رضایت و رفاه ایجاد کنید، باید بپرسید بین گزینه‌های مختلف نظیر توسعه صنایع کوچک و متوسط (و انتخاب بین همین صنایع)، ساختن جاده، توسعه شبکه آبیاری، ساماندهی زنجیره ارزش محصولات، ساخت سد یا توسعه گردشگری (و چند انتخاب دیگر) کدام گزینه برترین است؛ نه این‌که مثلاً رادار روی ساخت جاده یا توسعه کشاورزی قفل شود. اعمال اصل غافلگیری، یعنی گفت‌وگو و ارزیابی گزینه‌های مختلف صورت نمی‌گیرد و ذینفعان از اهداف اطلاع نداشته باشند. یکی از عوارض خطرناک این وضعیت آن است که «به‌جای آن‌که اهداف، پول‌ها را هدایت کنند؛ پول‌ها، اهداف را تعیین می‌کنند.» این تفاوت ظریفی است. سؤال این است: «آیا می‌خواهیم به هدف الف برسیم و برای آن 200 میلیارد تومان پول می‌خواهیم؟ یا ما 200 میلیارد پول می‌خواهیم و برای آن یک هدف می‌تراشیم؟» اعمال اصل غافلگیری است که «هدف تراشیدن برای پول» به‌جای «پول برای تحقق هدف» را ممکن می‌سازد. سیاست‌گذار و به‌تبع آن مجری سیاست‌ها نباید مردم و ذینفعان را غافلگیر کند. اصل غافلگیری، نظام سیاست‌گذاری را به سمت یکی از خطرناک‌ترین بیماری‌ها می‌برد: پوپولیسم. این بیماری تا حدی محصول وجود ظرفیت اعمال اصل غافلگیری است. پوپولیسم معانی مختلف دارد و باید درباره آن بحث کرد، اما تعریفی خلاصه از آن چنین است: «سیاست‌گذاری به اسم مردم، بدون حضور خود مردم.» پوپولیست‌ها دائم از این می‌گویند که فلان کار را برای منافع مردم انجام می‌دهند، اما پاسخ نمی‌دهند که کجا، چگونه، چه زمانی و با چه کیفیتی درباره این کارها با مردم حرف زده‌اند و به‌اندازه کافی اطلاعات به مردم داده و آن‌ها را قانع کرده‌اند و درباره گزینه‌های دیگر نیز بحث کرده‌اند.

 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.