انتخاب تاریخ:   /  /   
کد خبر: 10103 | تاریخ : ۱۳۹۶/۷/۴ - 10:31

حق با ژنرال مک آرتور بود

ستاره صبحاما حساب ملت امریکا از دولت جداست به محض اینکه ژنرال مکآرتور با هواپیما وارد نیویورک شد و سوار اتومبیل گردید و شهردار وقت این شهر عظیم و مقامات محلی در کنار ژنرال نشستند بقدری مردم ساکن این شهر از خود شور و هیجان نسبت به قهرمان ملی و فاتح ژاپن نشان دادند و از پنجره‌های برج‌های مرتفع نیویورک کاغذهای رنگی رویش ریختند که هیچ تفاوت با استقبال از روسای دول خارجی نداشت و به این ترتیب او را قدر شناختند. از همه بالاتر از ژنرال مک آرتور دعوت به‌عمل آمد تا در کنگره (منظور مجلسین سنا و مجلس شوراست) خطاب به ملت امریکا سخنرانی ایراد کند. البته انتظار ندارید من پس از 67 سال سخنرانی او را در یاد داشته باشم و یقین دارم در کامپیوتر و لپ‌تاپ‌ها زیر عنوان مک‌آرتور این نطق تاریخی ضبط شده است. شوربختانه من با اینکه شغلم نویسندگی است هنوز با کامپیوتر آشنا نیستم و ماشین تحریر کهنه شصت سال قبل را ترجیح می‌دهم. لیکن هنگامی که سر کنسول ایران در شیکاگو بودم مبارزات انتخاب ریاست جمهوری ابتدا برای نامزدی که از اطراف نمایندگان جمهوری‌خواه جمع شده بودند برگزار می‌شد. با شگفتی جرالد فورد دست‌‌نشانده نیکسون نامزد حزب جمهوری‌خواهان وقتی پیروز شد فورد از ریگان دعوت کرد تا به بالکن او و همسرش بود و به آن دو محلق شود.منظورش دلجویی بود. دونالد ریگان طی یک جمله گفت (به‌قول ژنرال مک آرتور هیچ چیز در دنیا جایگزین پیروزی نمی‌شود) و دیگر سختی نگفت و از در خارج شد. ولی در انتخابات بعدی برای دو دوره دونالد ریگان رئیس‌جمهور منتخب مردم بود و از قضا یکی از بهترین رؤسای جمهور امریکاست و با رفتار و نطق‌هایش باعث فروپاشی قطب کمونیست‌ها یعنی مسکو گردید.با اینکه ریگان در عالم هنرپیشگی نفر دوم بود و ملت انتظار این همه استعداد و لیاقت در مقام ریاست جمهوری او نداشتند.در روزنامه‌های دهه شصت شمسی خواندم که هری ترومن رئیس‌جمهور امریکا همان شبی که فرمان افکندن بمب اتمی بر فراز شهرهای هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن را صادر کرد یک لیوان شیر از یخچال کاخ سفید برداشت و تا ته نوشید و با آرامش خاطر تا صبح روز بعد خوابید. مخلص که پیرانه‌سر هستم و سالیانی است که حکم بازنشستگی در دست دارم در همین کهن سالی چنانچه از اطرافیان کوچک‌ترین بی‌محبتی ببینم شب تا صبح در بستر غلت می‌زنم و خواب به چشمانم نمی‌آید مگر اینکه یکی یا دو قرص آرام بخش مصرف کنم و تازه روز بعد هنوز قدری از آزردگی روحی روز قبل باقی است؛ چگونه ترومن که خوب می‌دانست چند هزار مردم بی‌گناه در هیروشیما و ناکازاکی کشته شدند و بدتر از همه آنان که از خطر مرگ جستند تا پایان عمر مجبور بودند به درمان زخم‌های شیمیایی بدن خود ادامه دهند و بالاخره به حالت سلامت قبل از بمباران در نمی‌آیند و جهان را با زخم‌های شدید جسمی و روحی وداع می‌کنند اینچنین آسوده می‌خوابد.حقیر علت مهم جواب سربالای ترومن به مک‌آرتور را همان عذاب وجدان می‌دانم که در ضمیر ناخودآگاه او لانه کرده بود و ترس داشت با فرمان بمباران اتمی مردم چین، هزاران نفر، بی‌گناه و بی‌جهت کشته شوند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.