انتخاب تاریخ:   /  /   
کد خبر: 10095 | تاریخ : ۱۳۹۶/۷/۴ - 10:00
ثبات اقتصادی؛ دستاورد روحانی
دکتر داریوش قنبری، نماینده پیشین مجلس در گفت‌و‌گو با ستاره صبح:

ثبات اقتصادی؛ دستاورد روحانی

گروه سیاسی: وقتی که صحبت از توسعه به میان می‌آید، نخستین موضوعی که مطرح می‌شود قیاس عملکردها است. اگر دولت‌های دهه 60 را به دلیل اینکه کشور در شرایط خاصی قرار داشت کنار بگذاریم، دولت‌های پس ازآن هر یک به نوعی مدعی بوده‌اند که گام‌هایی مؤثر در امر توسعه برداشته‌اند. این مسئله‌ نیاز به کارشناسی دقیق‌ دارد تا بتوان به روشنی دریافت کدام دولت ‌تاکنون توانسته موفقیت‌ بیشتری کسب کند. در همین ارتباط گفت‌و‌گویی با دکتر داریوش قنبری، نماینده پیشین مجلس و دکترای علوم سیاسی انجام داده‌ایم که نقطه نظرات وی را در پی می‌خوانید:

ستاره صبح

  • به نظر شما راهکارهای توسعه در ایران چیست و دولت دوازدهم باید چه مسیری را در این ارتباط در پیش بگیرد؟

توسعه در مجموع مفهومی کلی و همه جانبه دارد و دارای جنبه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. همه این جنبه‌ها باید به شکلی هم زمان و به صورت متناسب رشد کنند، چراکه در غیر این صورت توسعه حاصل نخواهد شد. در ارتباط با اینکه کدام جنبه تقدم دارد باید گفت که همه جنبه‌ها را باید هم زمان مورد توجه قرار داد. 
نمی‌توان از توسعه اقتصای حرف زد و توسعه سیاسی را نادیده گرفت. اگر توسعه سیاسی انجام نپذیرد، توسعه اقتصادی هم حاصل نمی‌شود. اگر امنیت و آزادی نباشد و اگر شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها لحاظ نشود، چگونه می‌توان از دست یافتن به توسعه سیاسی سخن گفت؟ توسعه اقتصادی هم امکان‌پذیر نخواهد بود. توسعه مقوله‌ای است که هر یک از این جنبه‌ها حالتی از هم افزایی برای جنبه‌های دیگر دارد. به همین خاطر باید زمانی که صحبت از توسعه به میان می‌آوریم، تمامی جوانب را مد نظر قرار دهیم.

  • برخی بر این عقیده‌اند که موضوع توسعه هیچ‌گاه به صورت کارشناسانه از سوی دولت‌ها مدنظر قرار نگرفته و به همین خاطر نتوانسته‌ایم آنگونه که شایسته است در این مسیر گام برداریم. نظر شما در این باره چیست؟

بحث تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی و بالعکس، در کشور ما کمی سیاسی شده که معمولا از طرف طیف اصول‌گرا به این مسئله دامن زده می‌شود.
 اصول‌گرایان معتقدند که اولویت با توسعه اقتصادی است و نه توسعه سیاسی و با این طرح بحث می‌خواهند اصلاح‌طلبان را در بها دادن به توسعه سیاسی و بی‌توجهی به توسعه اقتصادی محکوم کنند. 
در صورتی که در دولت اصلاحات شاهد بودیم هم زمان به توسعه اقتصادی و سیاسی بها داده شد. امروز در مقایسه شاخص‌های اقتصادی دولت اصلاحات با دولت مورد حمایت اصول‌گرایان به وضوح شاهدیم که اقتصاد در دولت اصلاحات از شاخص‌های بهتری برخوردار بود. در عمل دیدیم که دولت به ظاهر پاک دست مورد حمایت اصول‌گرایان چگونه کشور را به سمت ویرانی کشاند. نتیجه اقدامات آن دولت که مجموعه شعارهایش با اولویت اقتصادی شکل گرفته بود، چیزی جز فقر و بیکاری وسیع مردم نبود و تحریم و مسدود شدن فضای سیاسی، حاصل ناخوشایند دیگری بود که هرچه بیشتر ملت ایران را با چالش‌ها و مشکلات جدی مواجه کرد. در مجموع دولتی که با شعار تحول اقتصادی آمده بود نه تنها اقتصاد را متحول نکرد، بلکه رو به قهقرا برد و عملا فضای مثبت سیاسی در جامعه را به نابودی کشاند. این بحث امتحان خود را در کشور ما پس داده است. کسانی که به دنبال ایجاد شکاف در جنبه‌های مختلف توسعه هستند و با نگاهی سیاسی توسعه اقتصادی را مقدم بر توسعه سیاسی می‌دانند، برنامه‌ای برای حل معضلات کشور ندارند و این بحث‌ها را صرفا برای فشار روانی بر اصلاح‌طلبان تنظیم و مطرح می‌کنند. این در حالی است که اصلاح‌طلبان عقیده دارند که توسعه را باید به شکلی کلی و همه جانبه در نظر گرفت و جنبه‌های مختلف آن را به طور هم زمان مورد توجه قرار داد.

  • به نظر شما چه عواملی موجب شد تا ایران در برهه‌ای که گام‌هایی مؤثر در حوزه توسعه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی برمی‌داشت، دولتی بر سر کار آمدکه نگاه توسعه گرا نداشت؟

آنچه مورد اشاره شماست در نتیجه تبلیغات وسیعی بود که اصول‌گرایان حامی احمدی‌نژاد در رابطه با دولت اصلاحات به راه انداختند و می‌خواستند به صورتی تبلیغ کنند که گمان شود دولت اصلاحات فقط به مسائل سیاسی، آزادی و حقوق شهروندی توجه می‌کند و از مسائل اقتصادی غفلت کرده است. اصول‌گرایان از نارضایتی‌هایی که ریشه در نظام ساختاری اقتصادی داشت به نفع خود بهره‌برداری کردند، اما زمانی که شاخص‌های اقتصادی دولت اصلاحات با شاخص‌های دولت احمدی‌نژاد را مقایسه کنیم، به وضوح درخواهیم یافت که این شاخص‌ها از جنبه‌های بسیاری مثبت و بهتر از دولت احمدی‌نژاد بوده است. در دوران اصلاحات فاصله طبقاتی به آن معنا که در دولت احمدی‌نژاد شکل گرفت وجود نداشت. تعداد بیکاران به اندازه دولت احمدی‌نژاد نبود که بسیاری از این نتایج به دلیل سوءمدیریت در دوران احمدی‌نژاد از بین رفت. فقط در سال 1390 به دلیل سوءمدیریت 90 هزار شغل از دست رفت. دولتی که با شعار توسعه اقتصادی بر سر کار آمده بود تنها توانست سالانه 14هزار شغل ایجاد کند و از طرفی با تحمیل تورم 40 درصدی بر مردم و کاهش ارزش پول ملی در برابر سایر ارزها، به ویژه دلار که فقط در فاصله دو سال 89 تا 91 از 900 تومان به مرز 4 هزار تومان رسید، شاهد کاهش قدرت خرید مردم بودیم. دولتی که با شعار تحول اقتصادی آمد قادر به انجام کاری نبود، اما سیر تحول رشد ارز در دوران اصلاحات از ابتدای دولت تا انتها تفاوت چندانی در نرخ آن شکل نگرفت. دولت اصلاحات در شرایطی به احمدی‌نژاد تحویل داده شد که دلار 750 تومان بود.
 در حالی که نرخ دلار در انتهای دولت احمدی‌نژاد به 4000 تومان رسید. ما در ارزش پول ملی خود شاهد کاهش 400 درصدی بودیم. این یک مشکل و معضل بود که در اقتصاد شکل گرفت و باعث شد که طبقه متوسط و پایین جامعه به لحاظ اقتصادی در شرایط بسیار دشواری به سر برند و قدرت خریدشان کاهش پیدا کند.
 در دوران اصلاحات با تثبیت نرخ ارز طبقه متوسط و پایین جامعه قدرت خرید بالایی داشتند و در مجموع در رفاه بیشتری به سر می‌بردند. در دولت آقای روحانی که سیاست‌های دولت اصلاحات احیا شد، شاهد تثبیت نرخ ارز و ایجاد یک ثبات اقتصادی هستیم. دولت روحانی توانسته است با مهار نرخ تورم قدرت خرید طبقات متوسط جامعه را بهبود ببخشد.

 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.