انتخاب تاریخ:   /  /   
اپلیکیشن بخار
آخرین خبرها پربیننده‌ترین خبرها
مردم دیگر تمایلی به انتخاب بین بد و بدتر ندارند
سرقت 3.5 میلیاردی از خانه یک نماینده
منطقه آزاد قشم به عضویت سازمان جهانی گردشگری ملل متحد (UNWTO) درآمد
اعتراض به «هزل‌گویی» در تلویزیون
آقای رئیس جمهور ظلم آشکار است
اصلاح قانون تجارت زیر تیغ منتقدان
امیدوار به حضور مردم در انتخابات دوم اسفند هستم
7 توصیه مهم برای پیشرفت کشور
حل ریشه‌ای فساد، آزادی رسانه‌ها و مطبوعات است
فرصت‌های برابر برای تمام سنین
تغییر نظام قانون گذاری در کشور
خسارت آلودگی هوا به هر تهرانی‌ چقدر است؟
نقش مجلس در شکل‌گیری گلوگاه‌های فساد
نادیده گرفتن سرچشمه‌های فساد اقتصادی، خود فساد است
ضرورت برخورد مستمر با عقبه‌های فساد
امام موافق ورود روحانیون به کار اجرایی نبودند
گلوگاه‌های فساد زیر تیغ دستگاه قضایی
آزادی و قانون برای همه
واکنش‌ها به سخنان روحانی درباره اصول 59، 99 و 113 قانون اساسی
مزیت‌های نظام انتخاباتی حزبی در اداره کشور
مشکل؛ وجود ۱۳ هزار قانون
دهان منتقدان را گازانبری بسته‌اید
بورسیه‌های رانتی تفاوت چندانی با فساد ندارد
روایت دو نماینده مجلس از معطل ماندن لوایح FATF
ساختار انتخاباتی کشور غلط است
موتورسواران عامل قتل افراد و آلودگی هوا
فهرست 100 نفره بورسیه‌های رانتی
همزمانی حضور زنان در ورزشگاه آزادی با روز جهانی دختر
صداوسیما پاسخگو نیست
بازتاب بین المللی حضور زنان در ورزشگاه آزادی
قانون وشورای نگهبان
تفاوت مبارزه با گلوگاه‌های فساد با بازداشت مفسدان
بیشتر
کد خبر: 10064 | تاریخ : ۱۳۹۶/۶/۲۵ - 15:03

ستاره صبح-رئیس ادواری شورای هماهنگی جبهه اصلاحات خراسان رضوی

تاریخ دو قرن اخیر ایران حاکی از این واقعیت است که ایرانیان چه در سطح مدیریتی و چه در سطح روشنفکری، مشکل تشخیص موقعیت و وضعیت خود را داشته‌اند. 
این مهم، ضرورت تعیین هر چه سریع‌تر ارتباط منطقی میان سه منبع هویتی دینی، ایرانی و جهانی را تأکید می‌کند. فهم وضع موجود و منافع، فضیلت فکری مهمی است.
دیرینه بودن فرهنگ استبدادی و بی‌توجهی به علم و روش علمی از دلایل مهم این وضعیت عدم درک شرایط و روش‌های دست‌یابی به مطلوبیت‌هاست. 
بدون آماده‌سازی فرهنگی و تحول در شخصیت ایرانی، نه خصوصی‌سازی اقتصادی میسر خواهد شد و نه توسعه سیاسی که هدفی به مراتب پیچیده‌تر و عمیق‌تر است.
به طورکلی و به لحاظ نظری و متدلوژیک علل توسعه نیافتگی ایران از دو حالت خارج نیست.
1. بحران در افکار و پارادایم‌های فکری و نارسای‌های فکری
2.  بحران در افراد، شخصیت، خلقیات و روحیات
به عقیده نویسنده تا زمانی که ساختارهای منتهی به شخصیت را تغییر ندهیم، ساختارهای سیاسی و اقتصادی متحول نخواهد شد. در دو قرن گذشته، مرتب ساختارهای اجتماعی و نظام سیاسی را عوض کرده‌ایم، اما شخصیت مخالف توسعه و قبیله‌ای ما هم چنان باقی مانده است.
 افکار مدرن داریم، اما شخصیت غیرمدرن. در جامعه بدون حزب و استراتژی ملی، گفتمان دوام ندارد و در واقع آب در هاون کوبیدن است. 
در جامعه ما تمایل عجیبی برای تبعیت وجود دارد. استدلال و منطق فرد مهم نیست، در حالی که خود فرد مهم است.
 خلقیات استبدادی، استدلال و منطق را می‌بلعد و کنار می‌زند. شخصیت و خلقیات افراد مهم‌تر از افکار آن‌هاست.
 انسان متحول با مطالعه، مشورت، مشاهده و تأمل می‌تواند افکار خود راتغییر دهد، اما شخصیت جنس پایدارتری دارد و به دشواری متحول می‌شود. 
بنابراین برای شناخت یک جامعه باید ابتدا سراغ شخصیت آن جامعه رفت و سپس افکار آن‌ها. سرمایه ژاپن و آلمان، انسان‌های قاعده‌مند، مسئولیت‌پذیر، پرکار و نوآور آن‌‌هاست. طبعا مشکل در سرزمین، خاک، نفت و حتی خارجی‌ها نیست، چراکه پس از انقلاب اسلامی عناصر خارجی در تنظیم سیاست‌های کلان، هدایت امور جامعه و تصمیم گیری‌ها هیچ نقشی نداشته‌اند.
آیا مسئله در افکار و گرایش‌ها و تفکرهای ماست؟ یا اینکه ما ایرانی‌ها نمی‌توانیم با هم کار کنیم، هماهنگ باشیم، یکدیگر را بپذیریم، وظایف و سهم کاری خود را ایفاء کنیم، یکدیگر را تضعیف نکنیم، به بهتر از خودمان افتخار کنیم، تلقی صحیح از اجتماع و جامعه و جمع نداریم، جوّ پذیر هستیم، به راحتی تغییر روش و مرام می‌دهیم، به سرعت عکس‌العمل نشان می‌دهیم، کسی که در باند خودمان است ارج می‌نهیم اما حق شهروندی افراد پیاده در خیابان‌ها را به راحتی نادیده می‌گیریم، به ملایم‌ترین نقدها عکس‌العمل نشان می‌دهیم، در تعریف کردن‌های بی‌جا هنرمندترین افراد هستیم، از قبول واقعیت شانه خالی می‌کنیم و...؟
آیا این خلقیات و روحیات، مسائل فکری‌اند یا شخصیتی و تربیتی؟
آیا این خلقیات مانع توسعه سیاسی و اقتصادی است یا تقابل گفتمان‌ها؟
اگر قرار بود با بحث و گفتمان‌ها و تقابل منطقی، تحولات اساسی در یک جامعه صورت پذیرد در دوره مشروطه باید تحولی جدی در ایران شکل می‌گرفت. 
موضوع فرهنگ مهم‌تر از ساختارهای سیاسی است، چراکه اگر فرهنگ قواعد بازی سیاسی برقرار نشود ساختارها معنایی نخواهد داشت.
 ما در تاریخ جوامع و تاریخ اندیشه شاهدیم که هرجا رشد قابل توجهی شکل گرفته، نقد جایگاهی درخشان داشته است. میان نقد و انتقادپذیری رابطه مستقیمی وجود دارد. آن روی سکه اصلاحات نقد است.
 اصلاحات در واقع نقد وضع موجود و حرکت در مسیر مطلوب‌هاست. به همین خاطر نویسنده معتقد است بزرگ‌ترین خدمتی که روحانی می‌تواند داشته باشد در حوزه آموزش و پرورش و ترویج تساهل و مداراست. 
اگر قرار بود اصلاحات فرهنگی و سیاسی با چند کنفرانس، سخنرانی و بخشنامه به ثمر بنشیند پیش از این به این مهم دست یافته بودیم.

modiseh سرویس مدرسه

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.